پژوهشكده تحقيقات اسلامى
84
سرداران صدر اسلام (فارسى)
ابن عباس شخص مورد اعتماد على ( ع ) پس از مخالفت خوارج بانظر على عليه السلام در مورد نمايندگى ابنعباس يا مالك اشتر ، آن حضرت به منظور رعايت مصالح عاليهء اسلام ، ناچار بانمايندگى ابوموسى موافقت كرد ، ولى ابن عباس را مأمور كرد كه در اين امر خطير وحسّاس هدايت وكنترل ابوموسى را به عهده بگيردومانع انحرافات وكج روىهاى او گردد . ولى بيخردى وپست طبعى ابوموسى ، و سبك سرى ودخالتهاى بيجاى همراهان وى مانع موفقيت ابن عباس در پيشبرد اهداف واگذار شدهء به او گرديد . وقتى حكمين به دومةالجندل « 1 » ( محلّ انجام مذاكرات ) رفتند ، على عليه السلام چهارصد مرد را به فرماندهى شريح بن هانى حارثى به سوى دومةالجندل روانه كرد ، وعبدالله بن عباس را نيز فرستاد تا باآنان نماز گزارد ، و كارهاى آنهارا سر و سامان بخشد . ابوموسى اشعرى نيز همراه آنها بود . معاويه نيز چهارصد تن را همراه عمروعاص گسيل داشت ، دو طرف در دومةالجندل با يكديگر ملاقات كردند . هرگاه از معاويه نامه به عمرو مىرسيد ، نامهرسان مىآمد وباز مىگشت ، درحالى كه خود نمىدانست چه آورده ، و چه برده است ، وشاميان نيزاز او دربارهء موضوع نامه سئوالى نمىكردند ، ولى هرگاه نامه رسان على عليه السلام از راه مى رسيد ، عراقيان نزد ابن عباس مىآمدند ، و از وى دربارهء موضوع نامه سئوال مىكردند ، و اگر او رازدارى مىكرد ، آماج تهمت ها وبدگمانىهاى آنان واقع مىشد ، و مىگفتند : بايد درنامه چنين و چنان نوشته شده باشد . ابن عباس پرخاشگرانه به آنها گفت :
--> ( 1 ) . دومة الجندل ، روستايى است درهفتمنزلى دمشق ، برسر راه مدينه . ( معجمالبلدان ، ج 2 ، ص 487 ) .